نعمت کوچکی که تمام نعمت های دنیا در آن گنجانده شده . نعمتی که خدا بر خیلی از ما ارزانی داشته ولی کمتر کسی از ما قدرش را می داند.
چشم ، نعمتی که با آن دنیا زیبای زیبا می شود. نعمتی که گر بخواهیم دنیا آباد آباد می شود . نعمتی که با آن زندگی همه جا جاری می شود . وظیفه ما در قبال چشم چیست؟
چشم تنها برای دیدن نیست. باید با آن نگاه هم کنیم .نگاهی به سوی کمال ، نگاهی به سوی ارزشمندی ها . نگاه ما باید ارزش دیدن داشته باشد.باید نگاهمان به زیبایی خزان پاییز نباشد ، باید یک نگاه بهار بیافریند . بهاری که نه تنها زندگی وجود خودش را در بر بگیرد ، بلکه به کل جهان سرایت کند.
نگاه باید پر معنا باشد ، معنای شناخت ، معنای عرفان ، معنای عشق و محبت و عاطفه .نگاهی که ارزش ستودن داشته باشد . نگاهی که قیمتش پروردگاری باشد که چشم را آفرید.این نگاه را خدا خریدار است به بهای هستی.
این نگاه پر معنای ما چیست که خدا آن را با جهان هستی معامله می کند؟ حال که اینک ارزشش را دانستیم باید در کدام گنجینه نگهداری کنیم که هر جیزی هر کسی به آن دسترسی نداشته باشد .
دوست من!
چشمانت را باز کن . همان طور که قلب بی نهایت را می خواهد جشم هم می خواهد . شوقش را سرکوب نکن در این دنیای چند روزه ، نمی گویم این دنیا را نبین این دنیا برخی دیدنی هایی دارد که فقط به چشم تو زیباست. چون آن زیبایی مال توست. فقط طوری به آن نگاه کن که در موردش بیندیشی.طوری نگاه کن که وقتی چیزی از مقابل دیدگانت عبور کرد،به عقل هم گذرش بیفتد.
خدایا
گاهی اوقات اگر همین لحظه روشنی چشمانم را از من بگیری چه حالی می شوم؟ آیا می توانم باز هم ادامه دهم ؟ یا اگر اصلا چشمی نداشتم چه می شد؟ آن موقع می فهمیدم زندگی یعنی چه؟ زیبایی یعنی چه؟ مسلما آدم طعم چیز خوشمزه را اصلا حس نکند، بهتر از این است موقعی که طعمش به کام رسید به او بگویند دیگر بس است.
چه درد ناک است حال آنهایی که حاضر اند یک لحظه ببینند و من حاضر نیستم یک لحظه نبینم ...
چه سخت است حال آنهایی که رویایشان برای همیشه رویا می ماند.
به این ها که فکر می کنم با خود می گویم تمام عمرم هم در سجده شکر بگذرانم باز هم کم است.ولی با این زبان می گویم خدایا خیلی خیلی شکرت.
فقط ای کاش در کنار دادن چشم ،
دیده بینا هم عطا کنی. الهی آمین
...............................................................................................................................
طولانی شد و بی نهایت معذرت...
با این که معلم ادبیات در اولین بار باورشون نشد خودم نوشتم و بعد ها با حمایت دوستان تصویب شد خودم نوشتم...
نوشته برام ارزشمنده و نظرات هم برام ارزمشند تر خواهد بود.
خدایا معذرت از این که به جای دیدن خودت، نعمت هایت را می بینم.
برچسب:
نویسنده: اشکان کاشانی